سه خانه در بهشت
ادامه مطلب
ممدوحین و مذمومین امامین عسکریّین
بسم الله الرحمن الرحیم
مقدمه
با مطالعه تاریخ به خوبی مشاهده می کنیم که ائمه بزرگوار ما که سکّان داران حقیقی کشتی نجات و هادیان واقعی مردم بسوی صراط مستقیم بوده اند همواره تحت فشارهای حکّام مستبد و جاهلان کوته فکر به سر می برده اند. با این وجود هرگز شانه از زیر بار مسئولیت هدایت شیعیان خالی نکرده و در هر دوره ای به فرا خور حال آن دوره راه روشن اسلام راستین را به مردم نشان داده اند. یکی از این راه ها تمجید ها و توبیخ های ایشان بوده است. مسلّماً هر کس را که امام از او تمجید کرده است می تواند الگوی خوبی برای ما و هر کس را که امام او را توبیخ و مذمّت کرده می تواند درس و عبرتی برای ما باشد.
از آنجا که بررسی تمام شخصیّتهای مورد مدح و ذمّ قرار گرفته توسط اهل بیت (ع) گنجایش یک مقاله را نداشت.....
در تفسير روح المعانى از شهرستانى و او از شارح اناجيل اربعه صورت مناظرهاى را نقل كرده كه بعد از اين حادثه ( سجده نكردن او بر ادم )ميان ملائكه و ابليس واقع شده است، اين مناظره در تورات نيز ذكر شده، و آن اين است كه ابليس به ملائكه گفت: من به فرضى كه قبول كنم و تسليم شوم كه خالق و ايجاد كنندهاى مرا به وجود آورده نسبت به كارهاى او اشكالهايى دارم:
اول اينكه مىپرسم چه حكمتى در خلقت و آفرينش عالم است، مخصوصا
فاطمـــه ای کشــــــــتــه ره ولایـــــــــت
ارزش زن را رسانــدی بـــــه نهایـــــت
بی ولایـــــت خانــــه دیـــــن بی ستـــون
بی ولایــــــــت چهره دیـــن واژگــــــون
گفتـــه قرآن مجیـــــــد واعتصمـــــــــــوا
حبــــــل الله باشـــــــد او لا تفرقــــــــــوا
محوریـــت با عــلــــی اســت و ولـــی
گفـتـــــــه این را در کتـــاب رب جلــــی
فاطمــــــــه ایســــــتاد امـا بــا حجـــــاب
با حجــــاب زن می شود انــدر نجـــاب
ای که می گویی حجابــــــــت امّلیســـــت
در مـــــد روز باید بــــود وزیســــــــــت
نیک بنگـــــر بی حجـــابان فرنـــــــــگ
هر یکی حیوانـــی از جـــــــنس پـــلـنگ
در قیافه همچو آدم در درون مانند گرگ
حملـــــه بر ارزشها برند مستان لخــــت
آدمـــــی را در چراگــــــــاه یافـتنــــــــــد
عـقــــل و ایمـــــان را ز پا انداختنــــــــد
ارزش انســـــــــان کم از جنّت نبـــــــود
آدمــــیت غـرق در شـــــهوت نبـــــــــود
با حجابـــــــی امّلیســـــت آیا عقل کــــو؟
بی حجابی سرفرازیست آیا درک کـــو؟
ای تو خواهر این پند را در گوش گیــر
عـزت خود را در آغـوشـــــت بگیـــــــر
عزت تو در حجابســـــــــــت ای عزیـــز
نی زتقـلـیـد تو از مغـــرب زمــــیـــــــــن
معنی لغوی شفاعت
لسان العرب می نویسد: « الشفع: خلاف الوَتْر، و هو الزوج. تقول: كانَ وَتْراً فَشَفَعْتُه شَفْعاً.» [1]
راغب هم در مفردات می نویسد: «الشَّفْعُ: ضمّ الشيء إلى مثله،..... و الشَّفَاعَةُ: الانضمام إلى آخر ناصرا له و سائلا عنه، و أكثر ما يستعملفي انضمام من هو أعلى حرمة و مرتبة إلى من هو أدنى. و منه: الشَّفَاعَةُ في القيامة....و قيل: الشَّفَاعَةُ هاهنا: أن يشرع الإنسان للآخر طريق خير، أو طريق شرّ فيقتدي به، فصار كأنّه شفع له»[2]
معنی اصطلاحی شفاعت
آیت الله مکارم شیرازی «حفظه الله» در تفسیر نمونه آورده است: «اين لفظ در عرف و شرعدکتر موریس بوکای می گوید:«من بدون هیچ گونه پیشداوری و با واقع بینی تام بررسی وحی قرآنی را با جستجوی درجه ی سازگاری آن با داده های دانش نوین، آغاز کردم. از طریق ترجمه ها می دانستم که قرآن هر گونه پدیده ی طبیعی را متذکر می گردد، لیکن جز اطلاع مختصری از آن نداشتم. با بررسی بسیار دقیق متن عربی صورتی از آنها را تهیه کردم و در پایان برایم روشن شد که قرآن هیچ مطلبی که از نظر علمی عصر جدید انتقاد پذیر باشد، ندارد.همان بررسی را در مورد عهد قدیم و اناجیل با همان واقع بینی آغاز کردم.